شمس الدين احمد
80
خزائن الملوك ( فارسى )
و اغذيهء حاره كه محتاجاند به آنها جمعى كه برودت در مزاج ايشان غالب باشد خصوصا در اوقات بارده و بلاد بارده نان گندم و گندم پخته و نخود و خرما و كنجد و حلبه و مويز شيرين و گردگان و جرجير و ترب و تره تيزك و سياهدانه و سير و پياز و غيرهاست و اغذيهء بارده كه محتاجاند به آنها محروران خصوصا در اوقات گرم و بلاد گرم زرشكيه و رمانيه و حصرميه و نان شعير و هرچه از شعير بپزند و كدو و هندوانه و خيار و بادرنگ و آلو و شفتالو و انگور مائل بحموضت و طلع و جمار و بلح و امرود و انار و خشخاش و كاهو و كاسنى و اسفاناخ و خرفه و اغذيهء يابسه كه سزاوار مرطوبانست خصوصا در اوقات و بلدان رطبه سويقهاى خشكست و گوشت كباب و بريان كرده و عدس و مانند آن و اغذيهء رطبه لائق يابسمزاجان همچو گوشت حيوانات صغارست و ماء الشعير و كدو و سرخمرد و قطف و اسفاناخ و نخود تر و لوبياى تر و خيار و بادرنگ و هندوانه و اغذيهء نفاخه نخودست و باقلى كه درست پزند و همچنين ماش و جو و عدس هرگاه طبخ جيد نيافته باشند و اغذيهء ملين شورباى خروس پير و كهچرى برنج و بنوماشست و چقندر و قطف و اسفاناخ پخته و گوشت صغير از هر حيوان و عسل خام و مرقهاى گوشت فربه و آش ليمو بقند چاشنى داده و زردهء بيضهء نيم برشت كه قبل از غذا خورند و خوردن گلقند بعد از غذا تقويت معده كند و قبض طبع نگذارد و اطعمهء ممسكهء حابسه برنج و جاورس و ارزن و پست جوست و اشربه شير جوشانيده و آهن تاب و از ميوه امرود و مانند آن اما مشروب بدان كه همچنانكه محتاجاند ذوى الحيات به هوا بواسطهء اصلاح روح همچنين محتاجاند به آب بواسطهء اصلاح اغذيه كه رقيق كند غذا را تا شايان نفوذ در عروقهاى دقيق شعريه تواند شد و برخى بر اناند كه همچنانكه هوا بانفراده غذاى روح نمىشود و هرگاه با خون دلآميزد غذائيت را شايد مىتواند بود كه آب وقتى كه با لطيفهء غذا امتزاج پذيرد غذا تواند شد و بر هر دو تقدير احتياج انسان به آب ثابتست و بدون اين نيز همچو هوا بقاى حيات متعذر و بايد دانست كه چون زمين كروىشكل همچو نارنگىست درياهاى روى زمين از جانب فرازين بسوى فرودين جارى شدهاند و منابع اكثرى آنها كوهستانست بعضى از جانب شمال بسوى مشرق چنانچه در كشور هند گنگا و جمنا و گهاگرا و سالكرامى و كوشكى و بعضى از شمال بسوى مغرب چنانچه در كشور مذكور سندهو و جهلم و چندربهاكا و راوى ؟ ؟ ؟ و بياسا و ستلج و بعضى از مشرق بسوى مغرب چنانچه در كشور كابلستان هرمند و فره در كشور توران جيحون و سيحون و بعضى از مغرب بسوى مشرق